على محمدى خراسانى
63
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
داراى حروف معين ( ا ، ن ، س ، ا ، ن ) و هيئت مشخصى است ، براى حيوان ناطق قرار داده . يا لفظ زيد را كه داراى ماده مشخص ( ز ، ى ، د ) و هيئت معينى است براى آن موجود خارجى وضع كرده است . اين قسم را وضع شخصى گويند ، زيرا لفظ آن از حيث هيئت و ماده ، صددرصد معين و مشخص است . واضع ، گاهى در مقام وضع ، ماده معينى را در نظر مىگيرد - در ضمن هر هيئتى كه باشد - مثلًا مىگويد : من مادهء « ض ، ر ، ب » را براى دلالت بر حدث معين ( زدن ) وضع كردم - چه اين ماده در ضمن هيئت ضرب باشد و چه يضرب ، ضارب و . . . - اين قسم مورد اختلاف است كه آيا وضع شخصى دارد يا نوعى ؟ به لحاظ ماده ، وضعِ شخصى دارد ، ولى به لحاظ هيئت ، وضع نوعى دارد . واضع ، گاهى در هنگام وضع ، هيئت معينى را در نظر مىگيرد و آن را براى معنائى وضع مىكند - در ضمن هر مادهاى كه باشد - مثلًا مىگويد : من هيئت « فَعَلَ » را براى دلالت بر زمان گذشته وضع كردم - چه در ضمن ضرب باشد و چه كتب ، منع و . . . - اين قسم هم مورد اختلاف است كه آيا وضعِ شخصى دارد يا نوعى ؟ وضع نوعى : واضع ، گاهى در هنگام وضع ، نه ماده و نه هيئت معينى را منظور نمىكند ، بلكه صددرصدد ، نظر به كلّى و جامع دارد . مثلًا مىگويد : در تمامى مواردى كه ميان دو شىء علاقه متشابهت باشد من اجازه دادم كه شما احدهما را بهجاى ديگرى بهكار ببريد . يا هر جا سبب و مسبّبى باشد شما مجازيد كه الفاظ دال بر سبب را در مسبب - و بالعكس - استعمال كنيد . و هكذا علاقهء حالّ و محل ، علاقهء كلّ و جزء ، علاقه كلّى و جزئى و . . . كه مصاديق آنها را اصلًا مشخص نكرده است . نام اين وضع وضعِ نوعى است . با حفظ اين دو نكته مىگوئيم : بىترديد در هر زبانى يك سلسله استعمالهاى مجازى وجود دارد ؛ تا آنجا كه برخى مدعى شدهاند استعمال مجازى از استعمال حقيقى بيشتر است . و نيز بىترديد اين استعمالات صحيح و پسنديده است كسى هم اين معنا ( مجاز ) را انكار نكرده ، بلكه آن را نمك كلام مىدانند . انما الكلام در اين است كه : آيا اين صحت و حسن استعمالات مجازى ، وضعى و تابع وضع است ؟ يعنى واضع بايد اذن و رخصت دهد تا ما حق چنين استعمالى را داشته باشيم ؟ يا طبعى و تابع طبع انسان است ؟ در مسأله دو وجه و بلكه دو قول « 1 » وجود دارد : 1 . مشهور بر آنند كه حسن استعمالات مجازى بالوضع است ، يعنى تابع اذن و ترخيص واضع
--> ( 1 ) . يعنى ، نهتنها احتمالى است كه داراى دليل و قابل استدلال مىباشد ، بلكه قائل و طرفدار هم دارد .